نوه خواهر خانوم کامکاریان اینا
- اون زمونا تو دفتر یونسف یه آقایی بود خیلی دست تو دماغش میکرد،به کرات،خوب منم همون روزای اول متوجه این قضیه شدم،واسه همین اسمشو گذاشتم مرد ان دماغی آخه یه جورایی هم شبیه همین مرد عنکبوتی بود با این تفاوت که اون با انگشتاش ان کبوت در میاورد این ان دماغ.
- ده دوازده سال پیش شام دعوت شدیم یه جایی؛حالا نمیگم کجا که ریا نشه،باری همینطوری که داشتم از گشنگی میمردیم، رفتیم نشستیم روی یکی از مبلای استیل و بی اختیار دستو کشیدم زیر دسته ی مبل که دیدم ای دل غافل یه ماده نیمه مایع لزج مانند چسبید به انگشتای دستم.اول یه ذره باهاش همون پایین بازی کردم،فک کردم آدمامسه،بعد که دستمو آوردم جلو چشمام دیدم یه نیم کیلویی دماغ چسبیده به انگشتام،اینقدم گرم و تازه بود که نگو.دقیقا یادم نمیاد باهاش چیکار کردم،خوردمش یا مال وندمش درو دیوار فقط یادمه وقتی شام آماده شد،هر غذایی که بهم تعارف میکردن من یاده اون جریان میفتادمو هیچی نمیخوردم،اونا هم ول کن نبودن که … فک نکنم هیچ موقع از غذا خوردن این همه خاطره ی بد داشته باشم
- این چند روز پیشا آدم نما پاشد اومد خونه ی ما ،همینطوری که داشتم جلو در از انبوه خاطرات این پنج شش ماه ماه دوستیمون حرف میزدیم دیدم آدم نما خشکش زده،اول فک کردم آنفاکتوسی چیزی زده ولی وقتی رد نیگاشو دنبال میکردم دیدم داره چشم چرونی میکنه،ما رو بگی خونمون به جوش اومد خواستم بزنم شتو پلش کنم که یهو اون خانوم محترم گفت سلام برگشتم دیدم یکیه خیلی قیافش آشناس ولی یه جورایی هم آشنا نیست،بعد که خیلی دقت کردم دیدم ای بابا این که نوه خواهر خانوم کامکاریانه خودمونه پس دماغش کو؟؟
آدم نما ، نوه خواهر خانوم کامکاریان
نوه خواهر خانوم کامکاریان ، آدم نما
حالا این آدم نمای بی شرف که تو مستراحم عینک آفتابیشو در نمیاورد چنان محو تماشای این بچه شده بود که نگو و نپرس.من دیگه اون لحظه ناموس ماموس حالیم نبود گفتم نوه خواهر خانوم کامکاریان پس دماغت کو ؟
دماغم؟هیچی با آیدان کوچیکش کردم
لبات چرا گنده شده؟
ها،رژ حجم دهنده زدم
به جان خودم من هنوزم نمیدونم این چیکار کرده با خودش فقط میدونم شده شبیه مدلای پل ی بوی.اصلا حالا اینا رو بیخیال این آدم نما خیلی بی شرفه همش دختر مردمو دید میزد،خدا این چشم پاکو از ما نگیره،هر چی اون روز باد میومد میزد دومن نوه خواهر خانوم کامکاریانو میزد بالا من هیچ توجهی نمیکردمو سرمو بر میگردوندم میگفتم استغفرالله ولی این آدم نما…
پ ی ن و ش ت
* من تا اونجایی که یادمه از اون بچگی خیلی سست عنصر بودم،همون بچگی به خاطر یه حبه قند همه ی دورو بریای خودمو میفروختم،دیگه چه برسه به الان که خانوم لنگ دراز بهم یه پیشنهاد اغوا کننده داده گفته اگه بری انتخابات شرکت کنی کایرا نایتلی رو برات جور میکنم،آقا ما از همین تریبون اعلام میداریم با سپاس از خانوم محترم لنگ دراز خانوم جهت دادن انگیزه برای شرکت در انتخابات و با تچکر از خوانواده محتر رجبی حضور سبز خودمان را در انتخابات اعلام میداریم،البته من یه رای بیشتر ندارم،و اونم در روز انتخابات در صندوق میندازم،و از هیچ کاندیدایی اعلام حمایت نمیکنیم حتی شوما دوست عزیز
* تبلیغ پیامکی به شیوه ی نینا:هر کی به موسوی رای نده خره
* به لطف قاچاق چیان محترم محصولات فرهنگی دی وی دی اخراجی های 2 رو دیدم بسیار فیلم مب تذلی بود.دیگه چی بگم والا؟حیف از اون هزار تومنی که پول دی وی دی رو دادم الهی بشه خرج دوا درمون ده ن مکی
خیلی نوشتهاتونو دوست دارم همیشه خوندشون سرحالم میاره، حالا به کی رای میدید؟
یه بار بهراد داشت دست میکرد تو دماغش ازش عکس گرفتم میخوای بدم لینکش کنی به مرد ان دماغی
به نظر من آدمایی که دست تو دماغشون میکنن خیلی بی شخصیتن،ملتفتی؟،حالا این نوه خانوم کام کاریان کی هست؟بعدم اینکه اگه به موسوی رای بدی کایرا که هیچ باران کوثری رو هم برات میگیرم؟دوست داری؟
هر کی هم به موسوی رای نده خره
خودت بفهم که کی ام
مزخرف
ای چندش،رای تو به موسوی نباشه خودتو مرده فرض کن
چرا کامنتو تایید نکردی؟ننگ بر تو
خره چرا نیومدی استقبال موسی
خدا این نجابتو از ما نگیره
تو بهت میاد به کروبی رای بدی
دستتو نکن تو دماغت
زنده ای ؟
یس منم خرم