استراق سمع در روز چهارشنبه سوری
زن:به قالیشویی زنگ زدم گفت دیگه هیچ قالی ای رو برای شستشو قبول نمیکنیم
آقاشون:عیب نداره عیال، خودم میام تو حیاط میشورمشون
زن:نه عزیزم،حیفه، کمرت داغون میشه،باهاش حسابی کار داریم تو عید،میخوایم سیزده روز حالشو ببریم،بمونه بعد از عید میدیم بیان ببرن بشرونش
پ ی ن و ش ت
- چهار شنیه سوری دوست داشتنی تموم شد،بازم دختر خاله ه یه ملتو با نارنجکاش دچار ادرار ناگهانی کرد. از بچگی یه رگه توحش تو وجودش داشت.بهم میگه آدم حسابی و +،فک کن خودش چیه که منو مودب میدونه.