عشق من
یه اصلی هست که من خیلی بهش اعتقاد دارم یعنی واسه من صادقه اسمشو نمیگم بمونین تو خماری اما توضیحش اینه که
ببینین شما اگه برین تو طبیعت شروع کنید به تخریب فضای سبز حتما با اومدن باران، سیل زندگیتون رو نابود میکنه
اگه سیگار بکشین ریه هاتون از بین میره
اگه دروغ بگین دروغ میشنوین
اگه یاری کنین یاری میبینید
اگه دست کسی بگیرین یه روز دستتونو میگیرن
حالا یه چیز مهم
اگه دل کسیو بشکنین،با احساساتش بازی کنین ،بهش دروغ بگین ، سر کارش بزارین ، با روح و روانش بازی کنین، آرزو هاشو ازش بگیرین و . . . حتما یه روز یه جا باید جوابشو پس بدیدن.خدا واسه جزئی ترین و بی ارزش ترین چیزا این اصلو پی گیره حالا شما یا من نوعی اگه بخوایم با دل بینده های خدا بازی کنیم فکر میکنی خدا همینجوری ولمون میکنه بریم؟نه عزیزم اتفاقا دل آدما یه جوریه که خدا روش خیلی حساسه و اگه با دل کسی بازی کنی حتما تقاصشو پس میدی
دکتر فریدونی یکی از اون محشر روزگار که من وقتی میبینمش کلی شاد میشم یه روز حرف خیلی قشنگی زد(دکتر فریدونی همیشه حرفهای قشنگ میزنه)گفت اینایی که روتختای بیمارستان خوابیدن آدمای دل شکسته ای اند اینا به خاطر شرایط و در موندگیشون دل فقط به خدا بستن اینا از همه به خدا نزدیک ترن واسه همین اگه چیزی از خدا میخواین از اینا بخواین براتون دعا کنن
حالا از اینا که بگذریم حرف من اینه، خیلی از ماها تو این مملکت که آدماش همه دلگیر و نا امیدن ،راحت زندگی همو خراب میکمنیم
نمیدونم چمون شده همه چی رو نقد میکنیم الا خودمونو.
مامان کزت میلی همیشه به میلی میگه میلی با احساس دختر مردم حق نداری بازی کنی یه جا تقاصشو پس میدی اگه مطمئن نیستی که کسیو تا آخرش دوست داری یا نه پا پیش نذار
پ.ا.ن.و.ش.ت
یک_ اگه از زندگیت سیر شدی یا دنبال هیجان و زندگی اکشنی هستی میتونی بیای خونه ی ما با ما زندگی کنی.مثلا ممکنه صبح که از خواب پا میشی و کورمال کورمال در اتاقو باز میکنی بری بیرون با اولین قدمی که از در اتاق به بیرون میذاری یک دفعه احساس سوزس عجیبی کنی اگه قبلا دچار مار زدگی شده باشی اول فکر میکنی مار نیشت زده یا اگه تو مناطق حاره ای زندگی کنی احساس میکنی تمساح پاتو خورده.اما اگه سرتو مثل آدم پایین بندازی میبینی پاتو کردی تو ظرف آب جوش . اونوقت میگن چرا اینقدر زود عصبی میشی اخه من نمیدونم کجای چنین اتقاقی میتونه با مزه باشه که من بشینم بهش بخندم و از مامان کوزت بابتش تشکر کنم
یا تو خونه ی ما راه رفتن بدون دمپایی حداقل خطری که داره قطع نخاع شدنه از بس این مامانه ما علاقه به طی کشیدن داره البته احتمالا تو زندگی قبلیش طی کشی ،کزتی ،چیزی بوده.
یا دیروز ما کلی زحمت کشیدم میگو تنوری درست کردیم که مادر صدامون میکنه بیا قضاتو کوفت کن من هم همچون اسبی سرکش هینه هین کنان به سمت آشپز خانه میدوم تا نهارم را بخورم که مادر سینیه میگو ها را به دستمان میدهد.به محض به دست گرفتن سینی ابتدا کمی احساس ناخوشایند چسبندگی به ما دست میده و در کسری از ثانیه این احساس چسبندگی همراه میشه با سوزشی که به وسیله شبکه عصبی یه فیها خالدونمان منتقل میشود
دوم – کتاب شکست شاهانه و آخرین تلاشها در آخرین روزها و جنگ قدرت ها در ایرانو پشت سر هم خوندم که هر سه در مورد در مورد انقلابه به شما هم پیشنهاد میکنم بخونین
سوم- خیلی ها میگن عایشه آخرین زن مهم در تاریخ اسلام بود یه سری کتاب در مورد عایشه خریدم ولی دیگه تا چند ماه آینده فکر نکنم وقت کنم کتاب بخونم واسه همین با حسرت گذاشتم واسه بعد
چهارم -یه مجموعی کامل از اجرای اصلی آهنگ معروف mon amour و باز ساختاش خریدم .حدود 12 تا تراکه.اولین تراکش آهنگ اصلیه که همراه با صدای خوانندست. وبه فرانسه خونده شده. مطمئنن همه گوش دادین این آهنگو به نظر من که یکی از میراث های تاریخه بشره البته کاستش تو بازار هست که با اجرا کلود مایکله.توصیه جدی دارم تهیش کنید
پنجم- هستی اونایی دو پستی که نوشتم یکی سفرنامه ی مارکو میلاد و دیگری رویای شبانه(که در مورد تو بوده)فعلا نمیتونم بذارم یا بدم بخونی چون اگه یه روز بری نوشته های داخلش میشه واسم حسرت و اشکمو در میاره
ششم-خدایا چرا با من اینکارو کردی فکر نمیکنم زیاد مقصر باشم که این حقم باشه . کمکم کن ببخشم
هفتم-علی همه اون آرزوهایی که بهت گفتم همونایی که دوباره زنده ام کرده بود یه شبه ازم گرفته شد.میدونم ممکنه بهم بخندی چون دیدی چه جوری شده بودم و ازت با اون همه خستگیت خواستم تا با هام پیاده بیای تا خونه و به حرفایی که تو دلم داشت عین یه شادی پرواز میکرد بهت بگم . مثل بچه ها از اتفاق خوبی که برام افتاده بود برات میگفتم. تو نگران بودی که بازیی که داخلش شدم نابودم نکنه من گفتم نه من دیونه شدم اما همه چی عالیه.هشتم- هستی؟یا نیستی؟